تاریخچه مفتول در جهان

در ابتدا، مفتول کشیده نمی شد، بلکه بوسیله چکش کاری روی میله حاصل می گردید و یا اینکه بوسیله برش دادن ورق بدست می آمد. حلقه های مفتول کشش یافته در پوشش های زره های تولید سال ۶۶ در آگسبورگ استفاده می شد که درنزدیکی استامبول یافت شده است.
درموزه Drahtmuseum در آلتنا ، صفحات کشش مربوط به Suedtyrol دویست سال قبل از میلاد به نمایش گذاشته شده اند و صفحات کشش  که درحدودسال ۸۰۰ توسط وایکینگها در نروژ استفاده می‌شدند. در بیرکا درنزدیکی استکهلم در سوئد نیز صفحات کشش پیدا شده است. این صفحات مشابه مواردی است که در سال ۱۹۲۰ استفاده شده اند.
در کانتی مارک ( آلتنا) جنوب شرقی دورتموند آلمان، صنعتگران می دانستند که چگونه آهن Osmund را چکش کاری کنند و چگونه در حدود سال ۱۰۰۰ مفتول را بکشند(۱۳و۱۴). دریک دست نوشته از سال ۱۱۰۰ ،تئوفیلوس از کارلشافن در Wesser آلمان، شرح می دهد که چگونه از زمانهای پیش از آن، کشش مفتول به عنوان یک کار صنایع دستی شناخته می شد. همچنین اضافه می کند که چگونه صفحات کشش،  کاپستانها از چوب درخت فان(غوشه) ساخته می شد ودرسال ۱۳۵۰ در آلتنا نیروی حرکتی آنها بجای دست و انبر از پاشیدن آب تهیه می گردید.
درسال ۱۵۰۰ لئوناردو داوینچی مینویسد: بدون تجربه کردن کسی نمی تواند به شما بگوید که نیروی لازم برای کشش مفتول از صفحه یا ورق کشش چقدر است.
این قائده تا سال ۱۹۳۰-۱۹۴۰ معتبر بود، زمانیکه اریک زیبل، آنتون پمپ، ورنر لوگ و دیگران، روشهای محاسبه نیرو را منتشر کردند ، تحت عنوان:
”Mitteilungen des Kaiser-Wilhelm-Institute for Eisenforschung”
تعداد چکشهای Osmund، در کانتی مارک تا سال ۱۵۵۰ کاهش یافت. تمامی آنها در  Luedenscheid واقع هستند. آبشارهای موجود در آلتنا و Iserlohn برای کشش مفتول مورد استفاده واقع می شدند. آهن خام از Siegenland وارد می شد و میله های ۱، ۵ الی ۱۰ کیلویی Osmund از Luedenscheid  به آلتنا حمل می گردیدند. یک از دلایل این امر، کمبود جنگل برای درست کردن ذغال بود. در اوایل دهه ۱۸۱۰ (۱۲) در Ruhr، ذغال کک موجود بود و دلیل دیگر محافظت از ماهی ها در رودخانه ها بود.
در چین کتابی با تصویر مفتول فولادی در سال ۱۶۳۲ منتشر گردید.
درسال ۱۸۰۲ می گوید که چگونه در کنار نهرهای کوچک اطراف آلتنا، ورقهای کشش، فورج (کوبیده) می شدند و چکشکاری میگردیدند. سوراخها توسط Holmacher زده می شدند، و این درمیان مردان آلتنا یک ابزار دست ساخته ویژه بود. از سال ۱۷۰۰ فولاد غیر آلیاژی برای کشش ورقها در آلتنا، مورد استفاده واقع شد . این فولادهای غیر آلیاژی از دونوع فولاد ساخته می شدند، یک نوع نرم درطرف درونی و یک نوع سخت برای کشش قسمتهای مخروطی و استوانه ای. این دونوع باهم دردمای ۱۲۰۰ تا ۱۳۳۰ درجه سانتی گراد ذوب می شدند و از باروکس به عنوان ماده کاتالیزور استفاده میشد و سپس چکش کاری آنها به همدیگر آغاز می شد. پس از حک کردن خطوط مورد نظر جهت سوراخها و آنیل نمودن، سوراخهای با عمق ۱۰میلیمتر چکشکاری می شدند.
سپس سوراخهادر میان ورق کشش یافته سرد بوسیله یک سوراخ کن استوانه ای ایجاد می گشتند.
سپس ورق کشش، آنیل گردیده و سرد می شد و متعاقبا سوراخها بوسیله یک سوراخ کن مخروطی شکل سبک کالیبره می شدند. به عنوان روانساز جهت ایجاد سوراخها از روغن بذرخام استفاده می شد. لبه های طرف بیرونی بوسیله سنگ سمباده سائیده میشدند.
در انگلستان ورقهای کشش ، از فولاد با آلیاژکروم ساخته می‌شد.
یکی از اندازه های متداول ورقهای کشش به شرح زیر بود:
L = 300 – ۵۰۰ mm, W =130 mm
که ضخامت آن بین ۳۰ تا ۵۰ میلیمتر بود ، تعداد سوراخها بین ۶۰ تا ۱۶۰ متغیر بود، درسال ۱۸۱۰ Lampidius درمورد کشش مفتول می نویسد
میله آهن توسط چکش ضربه می خورد تا نوک آن تیز شود،سپس آنیل میگردد، با پیه پوشانده می شود،  و چها رمرتبه  از سوراخهای کوچک و کوچکتر در ورق کشش، کشیده میشود . مفتول آنیل میگردد، صیقل داده میشود، نوک تیز می شود با پیه پوشیده می شود و بازهم چهاربار از داخل سوراخها کشیده می شود. این فرایند آنقدر تکرارمی شود تا مفتول نهای ۱۸ مرتبه از سوراخهای موجود در ورق کشش عبور داده شود. ورق کشش یکی از ابزارهایی بود که اگرکسی می خواست مفتول را بکشد باید ابتدا خودش آن را می خرید.
منطقه Lyon درفرانسه، از نظر تکنیکی درمورد ساخت قالبهای کشش، درقرون ۱۷ و ۱۸، سرآمد بود. قلابدوزی هایی که با سیم طلا انجام میگردید و برای تزئین بافته های ابریشمی استفاده می شد دراین منطقه یافت شده است ودرکل دنیا بسیار مشهور است. به همین علت است که صنعت قالبهای کشش درآنجا بسیار توسعه یافت. سازندگان فرانسوی شهر Lyon را ترک کردند و در Trevaux سکنی گزیدند، شهر کوچگی که در حدود ۳۰ کیلومتری و در یک حوزه دولتی دیگر قرار دارد، از اینرواز پرداخت مالیاتهای سنگینی که در Lyon تحمل می کردند، راحت شدند.‌( امروزه یک موزه جالب در Trevoux با موضوع داستان قالبهای الماس وجود دارد).
درقرن ۱۹ هم در Trevoux، سازندگان قالبهای کشش قالبهایی را از یاقوت کبود و یاقوت سرخ درست می کردند، این سنگهای سخت بوسیله تراشه هایی که با الماس صنعتی سوراخ شده بود بکارگرفته می شدند و بوسیله پودر الماس صیقل داده می شدند( این پودر از خرد کردن ایجادمی شد). درسال ۱۸۶۵، شرکتی با یک گروه کارگر این ایده را درنظر داشت که از تراشه های بزرگتری استفاده کند و تلاش نمود که برای سوراخکاری از همان فرایند دستی ویاقوتهای کبود وسرخ استفاده کنند. اولین قالب الماس به این نحو متولد گردید و کسی که این قالب را صیقلکاری و پرداخت نمود آقای پیر فرت بود.
درسال ۱۸۲۵، Thome’e در Verdohl، شروع به نورد گرم مفتول بجای چکشکاری نمود. وزن حلقه ۲۰ کیلو بود.
W.A. در آلمان درسال ۱۸۳۴ برای معادن ذغال سنگ اقدام به ساخت و توسعه رشته سیمهای فولادی پیچیده شده نمود.
ماشینهای سیم پیچ Strander وCloser برای اولین باردرسال ۱۸۶۹در انگلستان ساخته شدند.
درسال ۱۸۶۴ آقای هورسفال در انگلیس اختراعی جهت عملیات حرارتی پیوسته جهت مفتول فولادی با کربن بالا به نام خود ثبت نمود. این فرایند به نام Patenting معروف گردید. مفتول تا ۹۰۰ درجه داغ می شود، سپس در سرب مذاب تا ۵۵۰ درجه سرد شده و برای مدیت کوتاهی درهمین دما باقی می ماند ( تا زمانی که تمامی آستنیت به پرلیت نرم تبدیل شود). با این عمل انجام کشش فولاد با کربن بالا امکان پذیر گردید. دردستگاههای نورد مفتول بصورت کنترل نشده سرد می شد. کسانی که مبادرت به کشش مفتول می کردند همواره درابتدای کار مفتول را Patent می کردند. تا سال ۱۹۶۴ عمل Patent کردن مفتول یک اجبار بود تا آنکه روش خنک سازی کنترل شده Stelmore درمورد دستگاههای نورد ارائه گردید. این روش درواقع Patentنمودن مستقیم بوسیله هوا به عنوان عامل خنک کننده می باشد. در سال ۱۹۲۵ در آلمان، آقای آنتون پمپ نتایج حاصل از Patentingتوسط هوا را منتشر نمود. امروزه نیز Patenting به عنوان یک عملیات حرارتی متوسط درمورد کشش مفتول با کربن بالا بکارمی رود.
برای اندازه گیری قطر مفتول ، درسال ۱۸۷۰ میکرومترهای پیچی استفاده گردیدند، تا پیش از آن از Clinker استفاده می شد.
درسال ۱۸۷۶آقای Bets St. Inbert،با خم کردن مفتول دستگاه نورد روی دو صفحه موفق گردید عمل پوسته زدایی یا Descaling را بصورت مکانیکی انجام دهد. این ماشین شبیه ماشینهای امروزی پوسته زدایی مکانیکی بود.
در جلسه ”Vereins Deutscher Eisenhüttenleute” در Ruhr در سال ۱۸۸۸ ، دکتر H. Wedding، مقاله ای را تحت عنوان کشش مفتول بدون غوطه ورساختن در اسید، ارائه نمود.
پساب اسید ناشی از عملیات غوطه ور سازی باعث می گردید که آب رودخانه ها و نهرها برای ساکننان پایین دستی غیر قابل استفاده شود. غوطه ورسازی در اسید سولفوریک، از سال ۱۸۳۰ استفاده می شد. روش پوسته زدایی Betz راه حل دیگری بود. دولت Preussens به میزان ۷۰۰۰۰ مارک رایش از این طرح حمایت نمود ولی تا امروز تنها ۸۰ پوسته زدا نصب گردیده اند. تعداد کل شاخه هابرای کشش مفتول ۴۸۰ بود.این اعداد و ارقام برای دکتر ودینگ، ناامید کننده بود. او از روشهایی سخن می گفت که در آنها عملیات حرارتی میانه باعث ایجاد اکسید کمتری در حین مراحل بین عملیات می گردید. این امر باعث می گردید که کشش بدون غوطه وری در اسید انجام شود. یک روش موفق که امتحان خود را پس داده است، این بود که مفتول را پیش از صفحه کشش، در سرب مذاب تا ۳۳۴ درجه گرم می کردند .
در بحث بعدی چندین تولید کننده مفتول می گویند: غوطه ور سازی در اسید یک مشکل نیست، زیرامی توان پساب رابا آهک خنثی نمود و قبل از رهاسازی آن را تمیز کرد. هنگامی که قبل از غوطه ورسازی در اسید HCL، پوسته زدایی مکانیکی انجام میشود، مصرف اسید نیز تا حد ۹۰% کاهش می‌یابد.
روانکاری مفتول و سیمهایی که بصورت مکانیکی پوسته زدایی می شوند خوب نبود. به همین علت ما ماشینهای پوسته زدایی Betzرا نصب نکردیم. باید روانسازهای بهتری نسبت به آنچه درحال حاضر موجود است تهیه شود(۵). صابون کلسیم، درسال ۱۹۳۰ مورد استفاده واقع شد.
اسید هیدروکلریک HCL  و اسید سولفوریک از سال حدود۱۲۰۰ شناخته شده بودند. حدودا در سال ۱۷۵۰ مقادیر بیشتری از این اسیدها قابل تولید بود.
درسال ۱۹۲۵، حلقه های مفتول وزنی درحدود ۸۰تا ۱۳۰ کیلو داشتند. مفتول در اسید غوطه ور گردیده، به خوبی شستشو شده وقبل از کشش با آهک پوشانده میشد.
بیشتر نوردها از ماشینهای تک بلوک استفاده می کنند. تعدادی از نوردها هم هستند که دارای ماشینهای کشش خشک پیوسته می باشند. معمولا ازصفحات کشش استفاده می شود. صابون سدیم، روانسازی معمول برای مفتول پیشیده شده از آهک است. ماشینهای کشش خیس کونیک(wet conic)، برای مفتولهای نازک استفاده می شوند(.
درسال ۱۹۲۶ کروپ در آلمان شروع به فروش ابزارهای Widia از جنس کاربید تنگستن که با کبالت زینتر شده بودند،نمود.در سال ۱۹۳۱، در گزارشهای
Kochو Pomp، اشاره به آزمایش قالبهای Krupp-Widia، از جنس کاربید تنگستن و زینتر شده با کبالت، شده است. قالبهای
Widia-wie Diamant نظیر قالبهای  الماس کشش مفتول (۹)، از جنس ماده مذکور، در مقایسه با فولاد دارای مقاومت فرسودگی زیادی هستند. بوسیله این قالبها امکان کشش مفتولهایی با طولهای بیشتر فراهم گردید.